X
تبلیغات
رایتل
پنج‌شنبه 28 دی 1385
روی خاک

روی خاک

 

هرگز ارزو نکردم

یک ستاره در سراب اسمان  شوم

یا چو روح برگزیدگان

همنشین خامش فرشتگان شوم

هرگز از زمین جدا نبودم

 

روی خاک ایستاده ام

با تنم که مثل ساقه گیاه

باد و افتاب و اب را

می مکد که زندگی کند

 

بارور ز میل

بارور ز درد

روی خاک ایستاده ام

تا ستاره ها ستایشم کنند

تا نسیمها نوازشم کنند

 

از دریچه ام نگاه میکنم

جز طنین یک ترانه نیستم

جاودانه نیستم

 

جز طنین یک ترانه جستجو نمی کنم

در فغان لذتی که پاکتر

از سکوت ساده غمیست

اشیانه جستجو نمی کنم

در تنی که شبنمیست

روی زنبق تنم

 

بر جدار کلبه ام که زندگیست

با خط سیاه عشق

یادگارها کشیده اند

مردمان هرگز :

قلب تیر خورده

شمع واژگون

نقطه های ساکت پریده رنگ

بر حروف در هم جنون

 

هر لبی که بر لبم رسید

یک ستاره نطفه بست

در شبم که مینشست

روی رود یادگارها

 پس چرا ستاره ارزو کنم ؟

 

 

این ترانه منست

-دلپذیر دلنشین

پیش از این نبوده بیش از این